دالتون ها

دالتون ها توبه کردند

دیروز داداشم دوستش رو اورده بود خونه با بابام داشتن در مورد حیوونای خونگی بحث میکردن...

بابام خیلی جدی برگشته میگه نه من اصن حیوونه خونگی دوس ندارم...پارسالم بچه ها دوتا دلستر خریدن من کلی باهاشون دعوا کردم.....!
دوست داداشم :O
داداشم :s

من :|
بابام :{

خب پدر من اون همستره نه دلستر!

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت23:4توسط رها | |

heeeeeeeeeey

khase shodiaam

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت23:51توسط رها | |

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت23:40توسط رها | |


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت23:38توسط رها | |

   


  

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت22:26توسط رها | |



+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت22:18توسط رها | |



+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت22:9توسط رها | |



پپ

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت22:3توسط رها | |

yooooooooooohoooooooooooooooo

dirid diridid

did did dirid did

lalalalay lay lay

hiiiiiiih

emtehanam tamom shod

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت18:19توسط رها | |

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت14:48توسط رها | |